![]() |
![]() |
|
|
1- یادته گفتم تصمیم گرفتم اگه این یارو دوباره رئیس جمهور می شه از ایران می رم؟ دارم تمام تلاشم رو می کنم که اگه یه وقت این اتفاق افتاد و از ایران رفتم هیچ وقت به خودم نگم مگه تلاشی هم کردی برا موندن؟ مگه تو آدم ترسویی نبودی که گذاشتی این اتفاق بیافته تا بتونی راحت بری؟ می دونی دارم چی کار می کنم؟ دارم به هر کسی که می رسم می گم رای بدن و اگه می خواستن رای بدن برن به موسوی رای بدن. این کار رو همه جا دارم انجام می دم، از تاکسی و اتوبوس گرفته تا آرایشگاه همه رو دارم ارشاد می کنم. امروز داشتم برا یه اتوبوس نطق می کردم که این یارو چطور انتقاد پذیری هستش و چطور با روزنامه ها بر خورد کرده و بچه های امیرکبیر چه بلایی سرشون اومد. 2- موسوی دیروز تمام بغض این چند ساله من رو بیرون ریخت، بعد از مدتها دیدم که یکی روی این مرتیکه رو کم کرد. هر چند این یارو با این چیزا از رو نمی ره. اما دلم خنک شد دیدم گفت داری توهم می زنی. دلم خنک شد وقتی گفت عزتی برا ایران نذاشتی، دلم خنک شد وقتی کردان رو گفت، محصولی رو گفت، نامه های مردم رو گفت. اما ته دلم می ترسه. مرتیکه شدیدا پوپولیستی حرف زد و هاشمی رو به موسوی چسبوند. موسوی برا افرادی حرف زد که سرشون تو حساب کتابه و یه چیزی حالیشون هستش و این عوضی برا مردم ایران حرف زد. 3- برا اولین بار فهمیدم کسی که حامی کسی یا تیمی هستش چطور پشتیبانش می شه. هیچوقت حال طرفدارای تیم های فوتبال مخصوصا استقلال و پرسپولیس رو نمی فهمیدم که چرا ناراحت می شن. تازه دارم می فهمم، هر چند اگه کسی که طرفدارشم به بازه، یه بازی رو نباخته، زندگی من رو هم باخته. زندگی منم عوض می شه، مجبور می شم پرنده ای باشم که تو قفس طلا زندگی خواهد کرد اما همیشه دلش برا خارزار پر می کشه. فرق هست بین اینکه بخوام برم و مجبور باشم برم. 4- کتاب "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" نوشته نادر ابراهیمی رو خوندی؟ زندگی من حالا دقیقا داره مثله قهرمان داستان می شه. حتما بخونش. برای "من" بخونش. خسیس بازی هم در نیار، 1900 تومان بیشتر نیست. 5- از این به بعد ممکنه شخصیتی به نام "نون" در نوشته هام دیده شه. این شخصیت ممکنه واقعی و ممکنه تخیلی باشه. سعی نکنید که بفهمید واقعی هست یا نه، سعی کنید که بفهمید چی می خوام بهش بگم. 6- اما "نون"... تو را به خدا، از حرف دیگران نترس، فقط مهم این است که به حرفهایم ایمان داشته باشی. مهم این است که مرا باور داشته باشی. نون تسلیم تقدیر نباش، تقدیر را تسلیم خود کن. پ.ن.: مال جمعه بود 1- این یارو به روح اعتقاد داره؟ به دهن چی؟ خجالت نمی کشه می گه من با گشت ارشاد مخالفم، ای تو روحت، اخه عوضی با دو پدر مگه وزیر کشور وزیر تو نیست که بهش نامه می دی و اونم بهت گوش نمی کنه؟ اگه نامه ات به وزیر خودت این همه تاثیر داره والله حق دارن این امریکایی ها ت...شون هم حساب نکنن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 9:13 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
پرسیدند : دوستش داری؟
گفتم : آری پرسیدم : دوستم دارد؟ گفتند : شاید |
| پیوندها |
|
محسن انواری حمید و آزاده مهدی و ریحان علیسمانه پژمان بیژن امینی پور موفق کاتب هادی مشیدی آرش علیزاده شبنم ابوقداره مستعار صادق شریفی نیا میلتا عمو محمد |
|
RSS
|